حقيقت توكّل
اگر تصور شود ، توكّل به معناى بريدن از كار و كوشش و جهد و مجاهدت و زحمت و رياضت و روبه راه شدن تمام امور بدون توجه به نظام عالى خلقت و منهاى قيام به حقوق خود و خلق است ، تصوّرى باطل و انديشهاى صددرصد جاهلانه و شيطانى است .
رزاقيّت حضرت حق و اين كه اين رزاقيّت را بر خود واجب فرموده به اين معنا نيست كه دست از همهء بندگان و از همهء امور بردار و در گوشهاى به ذكر و تسبيح بنشين و هيچ مسؤوليّتى را نپذير و در عين اين عزلت و بريدگى به انتظار روزى رسيدن و درست شدن كارها باش .
جهان آفرينش جهان كار و فعاليّت و زحمت و كوشش و جهاد و رياضت است .
تمام عناصر هستى از كوچكترين اتم گرفته تا گستردهترين كهكشانها در كار و فعاليّت اند كه اگر اين همه كار و كوشش و اين همه حركت و فعاليّت نبود از نظام هستى خبرى باقى نمىماند .
رزاقيّت و ولايت و محبّت حضرت او به عباد و به خصوص به بندگان مؤمن هيچ منافاتى با كار و كوشش ندارد كه دنبال كار و كوشش رفتن و قيام به حقوق امر واجب اوست ، نهايت اين كه اين كار و كوشش بايد براساس مقررات او و توجه به حلال و حرام و با تكيه و اعتماد بر او انجام گيرد تا امور به نتيجهء مادّى و معنوى برسد و حقيقت توكّل اين است كه انسان به زنجير اسارت كفر و شرك دچار نشود و پاى از جادهء حق بيرون ننهد و از حلال به حرام و شبهه گرفتار نيايد و از ورع و پاك دامنى و يقين و اخلاص عارى نگردد .
انبياى خدا براى به دست آوردن روزى به انواع كسبهاى حلال دست مىزدند