و تمام درهاى سعادت دنيا و آخرت به روى انسان باز مىشود .
در نتيجه بايد گفت : تقوا محصول حق است و حق عبارت است از وجود مقدس پروردگار و تربيت شدگان مستقيم آن جناب يعنى انبيا و ائمه عليهم السلام و نيز عبارت است از قرآن مجيد كه انعكاس علم و اراده و مشيّت و حكمت حضرت حق در جامعهء بشرى است .
چون تقوا انعكاسى و پرتوى از رابطهء با خدا و انبيا و ائمه عليهم السلام و قرآن مجيد و زندگى كردن براساس خواستههاى آن بزرگواران و قرآن مجيد است ، از اين جهت حضرت صادق عليه السلام تقوا را به عنوان حق و عدم آن را باطل معرفى فرموده است .
فرد برحق يعنى آراسته به تقوا ، خانواده برحق يعنى زينت گرفته از تقوا ، جامعهء برحق يعنى جامعه مشرّف به شرف تقوا .
چون معنا و مفهوم تقوا را به اينگونه كه در سطور قبل گذشت دانستى ، حق را يافته و دانستهاى و ضدش را نيز كه تعبير به باطل مىشود آگاه شدهاى ، پس بر تو لازم است كه حق را در تمام جوانب حيات يعنى در مرحلهء اعتقاد و عملاخلاق رعايت كنى و از باطل هم چون گريز گوسپند از گرگ بگريزى .
در اين فصل تنها به ذكر يك مسئله قناعت مىكنم و آن اين است كه اى عزيزان ! اى فرزندان آدم ! حقّ كه عبارت از وجود مقدس خالق يكتا و انبيا و ائمه عليهم السلام و قرآن است از روز روشنتر و از آفتاب درخشندهترند ، چه معنا دارد كه منابع نور و عدالت و حق و حقيقت را رها كرده و رو به جانب برنامههايى بياوريد كه رهنمون شما نسبت به آن برنامهها ، هواى نفس و شياطين درون و برونند .
يك اندازه بينديشيد تا در ميدان انديشه خود را بيابيد كه خود يافتن نعمت عظيمى است ، چون خود را يافتيد بدون شك خدا را خواهيد يافت كه :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٩٢