[ وَاخْفِ سِرَّكَ مِنَ الْخَلْقِ مَا اسْتَطَعْتَ وَاجْعَلْ طاعَتَكَ لِلّهِ بِمَنْزِلَةِ روحِكَ مِنْ جَسَدِكَ ، وَلْيَكُنْ مُعْتَبِراً حالُكَ ما تُحَقِّقُهُ بَيْنَكَ وَبَيْنَ بارِئِكَ وَاسْتَعِنْ بِاللّهِ فى جَميعِ امُورِكَ مُتَضَرِّعاً الَيْهِ آناءَ اللَّيل والنَّهارِ ]
رضاى حق در طاعت
اسرار باطن و امورت را از مردم بپوشان كه اذاعهء سرّ موجب پشيمانى است .
طاعت و بندگيت را محض رضاى حق قرار بده و اين طاعت را در زندگى خود به منزلهء روح براى جسد ببين ، جسدى كه روح ندارد خير ندارد و انسانى كه طاعت ندارد سعادت و سلامت ندارد و چنان كه مفارقت روح از بدن سخت و دشوار است ، سعى كن حال و وضعت نسبت به طاعت حق آن چنان باشد كه مفارقت از طاعت براى تو اشد سختىها جلوه كند .
بين خود و خدايت را اصلاح كن و سعى و كوششت بر اين باشد كه مرضىّ حق باشى گر چه خلق تو را نپسندند و دوست نداشته باشند .
روز و شب به درگاه دوست تضرع و زارى بر و در تمام امور ظاهر و باطنت از حضرت حق طلب استعانت كن كه يارى جز او و مددكارى جز وى براى تو نيست .
اى خداى من ، من آنم كز كرم * سوى هستى داديم ره از عدم
ذات بىچونت چو كرد آهنگ جود * هيچ را داد از كرامت هرچه بود