برخاست و با عابد به نماز ايستاد ، بعد از نماز او را به تعقيب نماز مشغول كرد تا قريب به چاشت شد ، تائب برخاست تا بر سر كارى رود و تحصيل معاشى كند .
هنوز كارى فيصل نداده بود كه پيشين شد ، آواز داد كه اى تائب ! بيا كه وقت نماز است . تائب كار را ناقص گذاشته به خدمت عابد آمد . عابد او را به نماز نافله مشغول كرد و بعد از نافله به واجب و بعد از واجب به سنّت عصر و بعد از آن به واجب و بعد به تعقيب تا قريب پسين شده و همچنين مغرب و نافلهها تا قريب به نصف شب .
حاصل آن كه جميع كارهاى تائب منحصر شد به نماز و تعقيب و اوراد و از ساير كارها و تحصيل معاش باز ماند .
در اين وقت به عابد گفت : نماز كار بيكاران است نه كار من كه من طاقت اينگونه عبادت ندارم . اين بگفت و عابد را رها كرد و به حال اول خود كه بىنمازى بود برگشت .
6 - آمر به معروف و ناهى از منكر بايد از مكر نفس و كيد شيطان غافل نشود .
7 - از حوادث و سوانح روزگار هرچه بر او رو كند ملازم صبر و شكر باشد .
8 - اگر از مردم و كسانى كه در مقام اصلاح ايشان است حركت ناملايمى نسبت به او واقع شود در مقام تلافى و انتقام برنيايد .
9 - شكوه ايشان به كسى نكند .
10 - از ترشرويى و عبوسى نسبت به مردم خوددارى كند .
11 - از غلظت و تندى احتراز نمايد .
12 - نيت خود را از اغراض مادّى و امور فاسده خالص نمايد .
13 - عوض تمام زحماتش را فقط و فقط از حضرت دوست بخواهد كه او بهترين تكيه گاه و نيكوترين فرياد رس نسبت به فرياد كنندگان و مسكينان
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٥