در روايت آمده :
وقتى فاسق را مدح كنند غضب حق به جوش مىآيد « 1 » !
و نيز آمده :
بزرگترين وزر و و بال تعريف از اشرار است « 2 »
و نيز آمده :
چون فاجر و بدكار را مدح كنند عرش به لرزه آيد و غضب ربّ متوجه مدّاح گردد « 3 » .
بياييد دل از غير حق برداشته و زبان از مدح و وصف و تعريف و تكذيب و مذمّت بى جا پاك و لحظه لحظه وقت و عمر را صرف ثنا و ستايش حضرت حق كرده كه تجارتى سودمندتر از اين نيست كه جز خدا تكيهگاهى نيست و غير حضرت او جز مخلوق ضعيف ، چيزى نيست .
هر سو كه دويديم همه سوى تو ديديم * هرجا كه رسيديم سر كوى تو ديديم
هر قبله كه بگزيد دل از بهر عبادت * آن قبله دل را خم ابروى تو ديديم
هر سرو روان را كه در اين گلشن دهر است * بر رسته به بستان و لب جوى تو ديديم
تا مهر رخت بر همه ذرات بتابيد * ذرات جهان را به تك و پوى تو ديديم
در ظاهر و باطن به مجاز و به حقيقت * خلق دو جهان را همه رو سوى تو ديديم
هر عاشق ديوانه كه در جملگى توست * بر پاى دلش سلسلهء موى تو ديديم
از مغربى احوال مپرسيد كه او را * سودا زدهء طرّهء هندوى تو ديديم
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 5 / 283 ، كتاب آفات اللسان .
( 2 ) - غرر الحكم : 479 ، حديث 10998 .
( 3 ) - تحف العقول : 46 ؛ بحار الأنوار : 74 / 152 ، باب 7 ، حديث 84 .