[ سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ]
« 1 » .
منزّه [ از هر عيب و نقصى ] است كسى كه اين [ وسايل سوارى ] را براى ما مسخّر و رام كرد ، در حالى كه ما را قدرت مسخّر كردن آنها نبود .
چون اين آيه را قرائت كرد فهميدم در مقام شكر حق برآمده و از عنايت خداوند عزيز ، سخت خوشحال است .
وقتى به قافله رسيديم گفتم : در اين قافله آشنايى دارى جواب داد :
[ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ]
« 2 » .
و محمّد جز فرستادهاى از سوى خدا كه پيش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشتهاند .
[ يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ ]
« 3 » .
اى يحيى ! كتاب را به قوت و نيرومندى بگير .
[ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ ]
« 4 » .
اى موسى ! يقيناً منم خدا پروردگار جهانيان .
[ يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ]
« 5 » .
[ و گفتيم : ] اى داود ! همانا تو را در زمين جانشين [ و نمايندهء خود ] قرار داديم .
هامش
( 1 ) - زخرف ( 43 ) : 13 .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 144 .
( 3 ) - مريم ( 19 ) : 12 .
( 4 ) - قصص ( 28 ) : 30 .
( 5 ) - ص ( 38 ) : 26 .