پرسيدم : غذا خوردهاى ؟ جواب داد :
[ وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ ]
« 1 » .
و آنان را جسدهايى كه غذا نخورند قرار نداديم ، و جاويدان هم نبودند [ كه از دنيا نروند . ] .
پى بردم كه در اين چند روز غذا نخورده است .
به او گفتم : عجله كن تا تو را به قافله برسانم جواب داد :
[ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ]
« 2 » .
خدا هيچ كس را جز به اندازهء توانايىاش تكليف نمىكند .
فهميدم كه به اندازهء من در مسئلهء حركت و تندروى قدرت ندارد .
به او گفتم : بر مركب من در رديف من سوار شو تا به مقصد برويم پاسخ داد :
[ لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ]
« 3 » .
اگر در آسمان و زمين معبودانى جز خدا بود بىترديد آن دو تباه مىشد .
معلومم شد كه تماس بدن زن و مرد در يك مركب يا يك خانه يا يك محل موجب فساد است ، به همين خاطر از مركب پياده شدم .
به او گفتم : شما به تنهايى بر مركب سوار شو .
چون بر مركب قرار گرفت گفت :
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 8 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 286 .
( 3 ) - انبيا ( 21 ) : 22 .