[ وَمِنْ عَلاماتِ السَّخاءِ أنْ لا تُبالِىَ مَنْ اكَلَ الدُّنْيا وَمَنْ مَلَكَها ، مُؤْمِنٌ أوْ كافِرٌ ، عاصٍ أوْ مُطيعٌ ، شَريفٌ أوْ وَضيعٌ ]
نشانههاى سخاوت
از علايم صفت بسيار مهم سخاوت اين است كه باك نداشته باشد و به خاطرش هم نگذرد كه اين مقدار ناچيز دنيا لقمه و ملك كيست ، طرف مؤمن است يا كافر ، عاصى است يا مطيع ، بزرگ است يا كوچك .
اقتضاى رحمانيت حقّ اين است كه به موجود زنده در جهت نيازهاى مادى لطف و عنايت كند به قول سعدى :
اديم زمين سفرهء عام اوست * بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست
مسئلهء خورد و خوراك و مسكن و پوشاك ضرورى هر انسانى است و عنايت حقّ در اين زمينه فقط مشروط به حيات موجود است و بس ، نه ايمان شرط جذب است و نه كفر علّت منع .
غصهء اين مسئله كه چرا اين خانه در اختيار فلان است و آن لباس بر تن فلان و اين مال در دست فلانى ، در حالى كه تمام موجودات زنده روزى خور حضرت اويند ، غصهاى احمقانه و دور از كرامت روح انسان است .
سخى و كريم به خاطرش نمىگذرد كه مردم در امور مادى چه دارند و به چه كيفيت زندگى مىكنند ، او همه را گرسنهء اين سفره مىداند و از اين كه تمام مردم