آيا كسانى را كه [ شكر ] نعمت خدا را به كفران و ناسپاسى تبديل كردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاكت درآوردند ، نديدى ؟
اگر پاى درد دل اين نعمت گرانمايه بنشينيم و با گوش جان مستمع اين سرمايه الهى شويم مىشنويم كه مىگويد :
در غبار غم از اين وحشت سرا افتادهام * نور مهتابم كه در ويرانهها افتادهام
سايه پرورد بهشتم از چه گشتم صيد خاك * تيره بختى بين كجا بودم كجا افتادهام
جاى در بستان سراى عشق مىبايد مرا * عندليبم از چه در ماتم سرا افتادهام
پاى مال مردمم از نارسايىهاى بخت * سبزهء بىطالعم در زير پا افتادهام
خوار ناچيزم مرا در بوستان مقدار نيست * اشك بىقدرم زچشم آشنا افتادهام
لب فرو بستم رهى بىروى گلچين وا بمير * در فراق هم نوايان از نوا افتادهام « 1 »
بياييد دل به خدا بسپاريم و خانهء قلب را با كمك وحى و كلام گهربار انبيا و امامان عليهم السلام صفا دهيم و از اين لحظه به بعد تمام هستى خود را با قرآن مجيد هماهنگ كنيم ، تا از دست هواى نفس و شياطين انسى و جنى نجات پيدا كرده و حركت و عملمان تبديل به حركت شايسته و عمل صالح گردد و به خصوص زبانمان از كلام لغو و باطل و بيهوده خلاص گردد و به كلام حق و سخن ملكوتى آراسته شود .
سخن اولياى الهى
شما به سخنان انبيا و ائمه عليهم السلام و عرفاى الهى و حكيمان با حقيقت و ناصحان دلسوز مراجعه كنيد تا به ارزش سخنى كه از قلب پاك و درون منور به نور ايمان
هامش
( 1 ) - رهى معيرى .