به حضرت وحى شد :
مرا دوست داشته باش و مردم را نيز به محبت من آراسته كن « 1 » .
عرضه داشت : تو مىدانى كه تو را از همه بيشتر دوست دارم ، اما بندگانت را چگونه به محبتت بخوانم ؛ پاسخ آمد نعمتهايى را كه به آنها دادهام به ياد آنان آر تا قدردان نعمت شوند و از اين طريق به من علاقهمند گردند ؛ زيرا دلها به احسان صيد مىشود « 2 » .
حضرت موسى شخصى را در سايهء عرش آرميده ديد ، عرضه داشت : خدايا ! اين عبد با كدام عمل به اين مقام رسيده ؟
جواب شنيد به دو عمل :
1 - مصونيت از عقوق پدر و مادر .
2 - نداشتن حسد « 3 » .
عرضه داشت : الهى ! ثواب كسى كه عيادت مريض كند چيست ؟ فرمود : بوقت بيرون آمدن از قبر ملكى را مىفرستم تا او را در ظلمات قيامت راهنمايى كرده به محشر واردش كند .
عرضه داشت : ثواب شستن ميت چيست ؟ فرمود : وى را از گناهان بيرون مىآورم همانند روز تولد از مادر .
عرضه داشت : ثواب تشيع جنازه چيست ؟ فرمود : ملائكه را مىفرستم تا وى را از قبر به محشر مشايعت كنند .
هامش
( 1 ) - الخصال : 1 / 217 ، حديث 41 ؛ بحار الأنوار : 13 / 344 ، باب 11 ، حديث 26 .
( 2 ) - الأمالى ، شيخ طوسى : 484 ، المجلس السابع عشر ، حديث 1058 ؛ بحار الأنوار : 13 / 351 ، باب 11 ، حديث 43 .
( 3 ) - الزهد : 38 ، باب 5 ، حديث 102 ؛ بحار الأنوار : 13 / 353 ، باب 11 ، حديث 48 .