كمترين زيان و ضررى ، چه در امور مادى و چه در امور معنوى بشويد .
در زمينهء عنايت و محبت حضرت حق نسبت به عباد ، معارفى در معتبرترين كتب رسيده كه لازم است به قسمتى از آنها اشاره رود :
أهْلُ طاعَتى فى ضِيافَتى ، وَاهْلُ شُكْرى فى زِيارَتى ، وَاهْلُ ذِكْرى فى نِعْمَتى ، وَاهْلُ مَعْصيَتى أُؤْيِسُهُمْ مِنْ رَحْمَتى ، إنْ تابُوا فَانَا حَبيبُهُمْ ، وَانْ مَرِضُوا فَانَا طَبيبُهُمْ اداويهِمْ بِالْمِحَنِ وَالْمَصائِبِ لِاطَهِّرَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَالْمَعائِبِ « 1 » .
آنان كه اهل طاعت از من هستند در ضيافت و مهمانيم قرار دارند و آنان كه نعمت هايم را شكرگزارند در زيارت من هستند و آنان كه به ياد منند در نعمتم آرميدهاند و آنان كه اهل معصيتند از رحمتم تا در معصيتند بىنصيبند ، چون توبه كنند من دوست آنانم و وقتى بيمار شوند من طبيب آنهايم ، با رنجها و مصايب آنان را مداوا كنم تا از ذنوب و معايب پاكشان كنم .
هر كه جان در باخت با ديدار او * صد هزاران جان شود ايثار او
تا توانى در فناى خويش كوش * تا شوى از خويش بر خوردار او
چشم مشتاقان روى دوست را * نسيه نبود پرتو رخسار او
نقد باشد اهل دل را روز و شب * در مقام معرفت ديدار او
دوست يك دم نيست خاموش از سخن * گوش كو تا بشنود گفتار او
پنبه را از گوش بر بايد كشيد * بو كه يك دم بشنوى اسرار او
نور و نار او بهشت و دوزخست * پاى برتر نه زنور و نار او
زاد عطار اندرين ره هيچ نيست * جز اميد رحمت بسيار او « 2 »
هامش
( 1 ) أعلام الدين : 279 ؛ بحار الأنوار : 74 / 42 ، باب 2 ، حديث 10 .
( 2 ) عطار نيشابورى .