گرسنگى نيست و اين دو بيمارى دو مهارند براى مطرود شدن انسان از رحمت الهى و نزديك شدنش به شقاوت و گمراهى « 1 » !
چه خطرناك است دورى از حضرت او و چه سعادت و كرامت است مقام قرب به او كه آن از حرص و شكم بارگى است و اين از قناعت و كم خورى .
گداى حضرت او باش و پادشاهى كن * مكن مخالفت او و هر چه خواهى كن
مرا زعالم علوى فرشتگان هر دم * ندا كنند كه درويش باش و شاهى كن
چو جم مباش به سلطانى زمين قانع * بكوش و سلطنت از ماه تا به ماهى كن
اگر چه هر نفست مىدهد فريبى نفس * تو تكيه بر كرم و رحمت الهى كن
تو جرم بخشى و فضلش مبينو غرّه مشو * گناهخويش و خطابين و عذر خواهى كن
ترا كه گفت كه در باغ عيش و مسند جاه * مى شبانه خور و خواب صبحگاهى كن
خلاف امر خداوند موجب سخط است * رضاى اوطلبى توبه از مناهى كن
سياه نامهاى چندار كنند جامه كبود * تو آب ديده عقيقى و چهرهء كاهى كن
زگنج خلوت تاريك رخ متاب عماد * وطن چو مردمك ديده در سياهى كن « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل : 16 / 212 ، باب 1 .
( 2 ) - عماد فقيه كرمانى .