تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
[ فَاغْلِقْ بابَ لِسانِكَ عَمّا لَكَ مِنْهُ بُدٌّ لا سِيَّما إذا لَمْ تَجِدْ أهْلًا لِلْكَلامِ وَالْمُساعِدَ فِى المُذاكَرَةِ لِلّهِ وَفِى اللّه ]

سكوت و ضرورت آن

تا مجبور نشوى لب به سخن باز مكن ، با توجه به اين كه معايب و مفاسد زياده‌گويى را دانستى ، پس لب گشودن ، جز در ضرورت صحيح نيست به خصوص ، وقتى كه شنونده ، اهل و يار مناسبى را براى گفتگو براى خدا و در راه خدا ، نيافتى . عارف بزرگوار مصطفوى در شرح جملهء بالا مىگويد : آرى ، آنان كه به حقايق و اسرار الهى آگاه شدند ، سكوت اختيار كردند .
هر كه را اسرار حق آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند
سخن زياد گفتن ، علامت نادانى و دور بودن از حقيقت است . الْعِلْمُ نُقْطَةٌ كَثَّرَها الْجاهِلُونَ « 1 » . علم نقطهء روشن و معلومى است كه جاهلان آن را زياد كرده‌اند . در هر موضوع ، حق مطلب در يك جملهء كوتاه خلاصه مىشود ، ولى افرادى كه به حق مطلب نرسيده‌اند ، ده‌ها احتمال و شقوق ذكر نموده و بعد از احتمالات
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلى : 4 / 129 ، حديث 223 .