در ره عشق چنان بىكس و يارم كه كنم * شرم از سايه كه در رهگذرم باز آيد
منم آن قطرهء در كام صدف رفته فرو * كه خود ار باز نيايم گهرم باز آيد
گر چه در ورطهء غم كشتى جانم بشكست * هم چو سيل از مژه خون جگرم باز آيد
6 - عفت و مروت
و نيز از منافع خاموشى ، عفت و مروّت است ، عفت از ارتكاب مناهى و معاصى ؛ زيرا به حكم عقل ، هر كس حول و حوش قرقگاه چريد ، امكان افتادنش در آن مىرود .
آرى ، هر كس به زيادهگويى عادت كند ، عاقبت به هر گفتار ناپسندى دچار آيد ، كم گويى و خاموشى مورّث عفت نفس است .
و نيز از صمت ، مروّت حاصل آيد ، چرا كه معنى مروّت عمل كردن است به آنچه از نظر حق سزاوار است و لايق زبان ، نطق به ضروريات است چه ضرورى دنيوى چه ضرورى اخروى ، چون خاموشى ادامه پيدا كند ، صفت مروّت براى زبان حاصل شود و خلاصهء كلام اين كه خاموشى ، زبان را در دو سنگر الهى عفت و مروّت - هم چون سربازى تسليم مقام ما فوق - حفظ خواهد كرد .
7 - حسن خلق
و نيز خاموشى ، علت كياست و حسن خلق است ، چه بسيار گفتن و بسيار شنيدن مورث تنگ خلقى يا بد خلقى است .