وسيلهاى براى رسيدن به حق قرار مىدهد .
مؤمن ، دنيا را مزرعهء آخرت دانسته و هستى خود را در راه عشق به حضرت حق خرج كرده و نثار مىكند .
گر رسد دست مرا در سر گيسوى تو باز * مو به مو شرح دهم قصهء شبهاى دراز
سازد آشفته تو را از موى توام باد صبا * هر سحر گه كه نمايد گره از زلف تو باز
محرم كوى تو را دل نرود جاى دگر * من و طوف سر كوى تو و حاجى و حجاز
بىنياز از همه درهاى جهان گرديدم * تا نهادم به سر خاك تو من روى نياز
روز وصل و شب هجران تو اى صبح اميد * عمر كوتاه مرا ماند و اميد دراز
مطرب اين نغمهء جانسوز كه در پرده نواخت * ترسم از پردهء عشاق برون افتد راز
اى مهربان خداى عزيز ! اى رفيق دنيا و آخرت من ! اى محبوب و معشوق دل ، نسبت به تمام امور الهيه دلم را غرق شوق و نشاط و عشق و محبت كن و توفيقم رفيق راه فرما تا بقيهء عمرم را در راه عشق تو صرف كنم و حالى به من مرحمت فرما كه جز تو نخواهم و جز تو ندانم و جز تو نبينم و جز تو نخوانم ، من باتمام وجود ، در عين اين كه سراپا آلوده به جرم و گناه و تنبلى و كسالت و تكلف و معصيتم ، به تو كه منبع لطف و كرم و مبدأ جود و فيضى ، اميد دارم و هرگز با داشتن چون تو مولايى كريم و مهربان ، اميدم نااميد نمىگردد .