تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام مىفرمايد : بسيار زياد از پدرم شنيدم كه مىفرمايد : شيعه ما نيست كسىكه زنان پشت پرده از ورعش سخن نگويند و از دوستان ما نيست كسىكه در قريه‌اى باشد كه آن قريه را ده هزار جمعيّت باشد و در بين آنان با ورع‌تر از او زندگى كند . راستى ، ورع چه عظمتى دارد ، كدام نردبان بعد از ايمان به خدا از ورع مهم‌تر است ، ورع چه صفت بسيار عظيمى است كه به واسطهء آن انسان محبوب انبيا و ائمه و ولىّ خدا مىشود ، مگر در روايات باب ورع نخوانديد كه ورع وسيلهء قرب و علت رسيدن به مقام وصل و بازكنندهء ابواب عبادت و رحمت به روى انسان است ! ! بياييد با اجتناب از صغائر و كبائر و آراسته شدن به حسنات به كسب ورع اقدام كنيم ، تا از اين ره به ديدار جمال و جلال موفق شده و خيمهء زندگى و حيات را به عالم ملكوت و بارگاه قدس كشيده و همنشين روحانيون عرشى و ملكوتيان آسمانى گرديم و از رسيدن به مقام قرب و وصل آن لذتى را بيابيم كه نه گوشى شنيده و نه قلبى آن را درك كرده است ، بياييد خود را به جايى برسانيم كه دست ملك از آنجا كوتاه است و در آنجا در كمال عشق و محبت و پيشگاه محبوب عرضه بداريم .
دلم را بهر عشقت خانه كردم * به دست خود دلم ديوانه كردم زنور عشق تو چون آتش طور * گرفتم يك قبس گيرانه كردم نهال عشقم از نور خدا بود * به شاخ آتشينش لانه كردم زمهرت آتشى بر دل فكندم * فروزان خاك اين كاشانه كردم زدم آتش به كاخ خودپرستى * دلم را با رضا ويرانه كردم مگر عشقت خليل بت شكن بود * كه او را وارد بتخانه كردم