قرار داشتن خانهء حق در دامنه كوهها ، سراشيب درهها ، كنار بيابان داغ و گرم و صحرايى بدون آب و علف و در ميان ريگزار و سنگستان ، خود يكى از اسرار است و شايد سرّ آن اين باشد كه مردم را با جلب به آنجا از فدا شدن در برابر زرق و برقهاى پوچ رهايى دهند و به آنان بفهمانند كه اگر مادىگرى صرف اساس حيات بود ، بايد آنجا پوشش مادىاش از همه جا بيشتر باشد .
آرى ، اين امكان بود كه آن خانه را از زمرد سبز ، ياقوت درخشان ، لؤلؤ و مرجان و طلاى ناب و نقره فام بنا كنند ، اما اين ساختمان با توجه به معانى بلند مناسكش ، ميدان سينه را از تصرف شيطان خالى كرده و كوشش و تلاش آن دشمن خطرناك را براى از بين بردن شخصيت معنوى انسان خنثى مىكند .
قرآن مجيد در بسيارى از آياتش نشان مىدهد كه عباد حق و عاشقان الهى بايد به سختىها و مشقتها آزمايش شوند ، نه به راحتى و خوشىها كه مقامات الهى از سينهء عافيتطلبى در نمىآيد ، واقعيتها و اسرار را از دل سختىها و تحمل رنجها بيابيد و بس كه :
[ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ]
« 1 » .
پس بىترديد با دشوارى آسانى است . * [ آرى ] بىترديد با دشوارى آسانى است .
به قول بلبل دستان بوستان عشق مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى :
دل بشد از دست ياران فكر درمانش كنيد * مرهم زخمى عجين از آب پيكانش كنيد
هامش
( 1 ) - انشراح ( 94 ) : 5 - 6 .