خداى مهربان جهاد در راهش و حج خانهاش را در عوض رهبانيت و انزوا ، براى ملت اسلام قرار داد ، تا از مسير صحيح و قانونى به حريم روحانيت الهى راه يابند .
پروردگار متعال خانهء خود را مقصد بندگان ساخت و اطراف آن را حرم قرار داد و موقعيت آن را بزرگ شمرد ، عرفات را ميدان حرم خود ساخت و چنان در احترام آن خانه و اطرافش سفارش كرد كه كسى نتواند در آنجا صيد كند و از آن سرزمين پاك حتى يك گياه بيرون آورد و بسيارى از برنامههاى ديگر را از همگان منع كرد تا در اين رياضت به آدمى ، درس نظم و خويشتندارى آموزد كه زندگى متكى بر نظم سرشار از منافع مادى و معنوى است .
آن كس كه به قصد خانهء خدا حركت مىكند ؛ چنان است كه به آهنگ زيارت خدا مىرود و زيارت دوست عجب لذتى دارد كه اگر كسى در عالم قلب و در دنياى معنى به اين زيارت نائل گردد ، آن چنان مست بادهء ديدار مىشود كه تا ابد از آن مستى در نيايد .
ساقيا باده صبوح بده * عاشقان را غذاى روح بده
بادهء عشق ده به ما مستان * مى بده ماى ما زما بستان
در دلم نه حلاوت مستى * تا شود نيستى من هستى
زان صراحى كه جام رضوان است * بادهاى ده كه جرعهاش جان است
اى كه بر ياد لعل دلجويت * باده ناخورده مستم از بويت
نفسى بازپرس مستان را * راحتى بخش مىپرستان را
سوختم سوختم در آتش شوق * بيخودم كن دمى به بادهء ذوق
عجب آيد مرا زباده پرست * بادهء عشق ناچشيده و مست « 1 »
هامش
( 1 ) - عشاقنامه ، فخرالدين عراقى .