گمان برم هم چو من جفت غم و درد شد * چنين شود هر كسى زدلبرش فرد شد
چنانچه من گشتهام زهجر زار و نزار « 1 »
تفكر در شب و روز
از مسائل بسيار مهم زمين كه قرآن مجيد انديشه در آن را تأكيد دارد ، مسئلهء شب و روز است .
گويى را به سر نخى ببنديد و سر ديگر نخ را به دست خود بگيريد و به دور خود بچرخيد ، گوى هم با دور شما خواهد چرخيد .
ولى پيوسته نيم رخ توپ به سوى شما مىباشد و نيمرخ ديگر به سوى مخالف شما خواهد بود .
هر چيزى كه تحت تأثير جاذبهاى قرار گيرد و به گرد جاذب خود بگردد ، حالش چنين خواهد بود .
زمين ما در جاذبهء خورشيد قرار دارد و به گرد خورشيد مىگردد ، پس بايستى هميشه نيمهاى از آن به سوى خورشيد باشد و نيمهء ديگرش به سوى مخالف خورشيد .
اگر وضع زمين چنين بود مىدانيد چه مىشد ؟ نيمى از زمين كه رو به خورشيد بود دوزخى گدازان و جهنمى فروزان بود و نيمهء ديگر آن ، شب تاريكى ، سرد و سوزان بود ، در نتيجه زمين قابل زيست نبوده ، نه گياهى در آن مىروييد و نه جاندارى در آن يافت مىشد .
ولى دانش او و قدرت او و حكمت او ، از اين وضع جلوگيرى كرده و براى زمين حركتى قرار داده كه با سرعت 30 كيلومتر در ثانيه به گرد خود بگردد و جاذبهء
هامش
( 1 ) - صفير يا نعيم اصفهانى .