طمع نشيند ، گو از نفس پرستى توبه كن و هر كه به نفس خويش مغرور است ، گو از مستى هشيار شو و هر كه مست غرور است ، گو از خلوت به بازار شو ، به ظاهر با خلق مىباش و به باطن با حق .
ظاهرم با خلق عالم باطنم با حق ولى * اين سخن پوشيده دان اظهار گو هرگز مباش
و عزلت آن است كه بيرون آيند از مخالطت خلق به انقطاع علايق و عوايق .
چون مردمك ديدهء ما گوشهنشين شو * در زاويهء چشم درآ و همه بين شو
* * *
تو عزلت كن زغير او به غيرت * كه تا عالى شود هر لحظه سيرت
و يك دم همدم ديگرى مشو ، مگر به خدمت انسانى كامل و مكمل و به اجازات و اشارات او قيام نمايى و انسان كامل آنست كه مكمل باشد در شريعت و طريقت و حقيقت به حيثيتى كه ديگرى را در اين علوم ثلاثهء عالم تواند گردانيد .
گر بيابى اين چنين صاحبدلى * خدمت او كن كه گردى مقبلى
و انسان بايد كه چون مردهاى از انسان كامل بگذرد و رشيدانه خود را به پيروى آن وجود كامل سپارد ، تا چنان كه خواهد به آن ولايت و ماء ورد نبوت به هدايت صمديت وى را بشويد و به عين عنايت ، وجود او را از لوث جنابت اجنبيه و حدث حدوث نفسانيه ، غسالانه غسل فرمايد .
و اصل عزلت آنست كه معزول گرداند حواس را به خلوت از تصرفات در محسوسات ، از آن كه تعلقات به ممكنات آفات و بلا و فتنهء جان و دل است .
بنشين به در خلوت دل اى كامل * مگذار كه غير او درآيد در دل
زيرا كه اگر غير درآيد به وثاق * آسان تو دشوار شود ، حل مشكل « 1 »
و مگذار كه غبار خاك تصرف محسوسات و گرد تراب تعلقات از روزن حواست
هامش
( 1 ) - شاه نعمت اللَّه ولى .