لازم قناعت كند .
4 - در طواف چهارم به آزادى در شهوت و به خصوص غريزهء جنسى خاتمه دهد و آن را به قيد عفت مقيد كند كه شهوت ديو خطرناكى است كه در صورت غلبه بر انسان ، عاقبتى جز سخط حق و عذاب آخرت براى انسان باقى نخواهد گذاشت .
5 - در طواف پنجم ، زنجير گناه از دو پاى خويش باز كند و از برداشتن قدم عصيان خود را آزاد نمايد و تصميم بگيرد با قدمهايى كه در مطاف كعبه قرار داده ، به جايى كه رضاى دوست در آن نيست ، تا زنده است نرود .
6 - در طواف ششم بايد قلب ، اين حرم مقدس حضرت دوست را از كششهاى غلط آزاد كرده و هر چه بيگانه در آن جا خوش كرده ، از آن بيرون ريخت و يكسره اين خانهء باعظمت را تبديل به آيينهء تجلى اسما و صفات كرد كه اگر دل اسير بتها و شياطين و جواذب غلط باشد ، طواف ، تحقق پيدا نكند . مگر در آداب ظاهر طواف در رسائل عمليهء فقهاى عظام نخواندهاى ، كم و زياد در طواف مبطل طواف است ، در طواف اگر دل همراه نباشد از طواف كم گذاشتهاى و اگر دل با بتها و شياطين در طواف آيد از حد طواف خارج شدهاى .
7 - در طواف هفتم حج تمتع ، از نقطهء دورى و بعد با تمام قدرت و قوت و در كمال خلوص و اخلاص بيرون آمده و در محور قرب و وصل قرار بگير و در اين مرحله آمادهء تماشاى جمال با دو ديدهء بصيرت شو ، تا از اثر تماشاى او يكپارچه در مقام ابراهيم قرارگيرى و با تمام هستى سر به سجده گذاشته از دنيا و مافيها براى ابد چشم بپوشى ! !
كس اين كند كه دل از يار خويش بردار * مگر كسى كه دل از سنگ سختتر دارد
كه گفت من خبرى دارم از حقيقت عشق * دروغ گفت كه از خويشتن خبر دارد
اگر نظر به دو عالم كند حرامش باد * كه از صفاى درون با يكى نظر دارد