چون دل تصفيه كردى و آن را به نور معرفت آراستى و بر يقين و عشقش استوار نمودى ، حرمتى ما فوق حرمت كعبه براى آن كسب كردى ، با چنين دل به حج خانهء حق برو كه خود را با معنويت كعبه يعنى آن نورى كه در قيامت از حقيقت آن خانه به شفاعتت آيد هماهنگ نموده و به موقفى عظيم و مقامى جليل دست يافتهاى و بدان كه حرمت دل در صورتى كه به حقيقت بيت اللّه و عرش اللّه گردد با حرمت كعبه قابل نسبت نيست .
پروين اعتصامى در اين زمينه چه نيكو سروده :
گه احرام روز عيد قربان * سخن مىگفت با خود كعبه زين سان
كه من مرآت نور ذوالجلالم * عروس پردهء بزم وصالم
مرا دست خليل اللّه برافراشت * خداوند عزيزم نامور داشت
نباشد هيچ اندر خطهء خاك * مكانى هم چو من فرخنده و پاك
چو بزم من بساط روشنى نيست * چو ملك من سراى ايمنى نيست
بسى سرگشتهء اخلاص داريم * بسى قربانيان خاص داريم
اساس كشور ارشاد از ماست * بناى شوق را بنياد از ماست
چراغ اين همه پروانه ماييم * خداوند جهان را خانه ماييم
پرستشگاه ماه و اختر اينجاست * حقيقت را كتاب و دفتر اينجاست
در اينجا بس شهان افسر نهادند * بسى گردن فرازان سر نهادند
در اين درگاه هر سنگ و گل و كاه * خدا را سجده آرد گاه و بيگاه
انا الحق مىزنند اينجا در و بام * ستايش مىكنند اجسام و اجرام
در اينجا عرشيان تسبيح خوانند * سخنگويان معنى بىزبانند
بلندى را كمال از درگه ماست * پر روح الامين فرش ره ماست
در اينجا رخصت تيغ آختن نيست * كسى را دست بر كس تاختن نيست