20 - عقد و شاهد بودن بر آن
ورود در لباس احرام و پس از آن تلبيه گفتن و در حقيقت محرم شدن ، براى اينست كه انسان جز به حضرت دوست نينديشد و عقدى جز عقد وصل او نبندد و بر چيزى جز حركت به سوى عالم ملكوت شاهد نباشد .
آنجا كه نور حق در تجلى است ، انسان بايد از آن تجلى به عنوان بهترين و پرسودترين فرصت استفاده كند ، بايد برگذشتهاش حسرت خورده و حال فعلى را غنيمت دانسته به فكر آيندهاى روشن و ملكوتى باشد ، شايد با اين انقلاب حال ، بتواند اصول سعادت دنيا و آخرت خود را تأمين كند .
21 - پوشيدن لباس دوخته
به هنگام مراسم معنوى حج ، اگر پوشيدن هر نوع لباسى آزاد بود ، باز به پيروى از هوا و هوس مسئلهء رنگها و خود نمايىها و مفاخرتها به ميان مىآمد و مقصود عالى حج عملى نمىشد .
يك رنگ بودن لباس و دوخته نبودنش ، براى اين است كه به انسان بفهماند ، همهء شما از يك حقيقت هستيد ، رنگ و نژاد و تعلقات ظاهرى ، هيچ علتى براى امتياز طايفهاى نيست .
تبعيض نژادى محصول كفر و شرك و الحاد است ، وننگ بزرگى بر تارك حيات ماديگران .
22 - 23 - 24 - دندانكشيدن ، ناخنگرفتن ، بيرونآوردن خون از بدن
وقتى زائر لباس احرام پوشيد و تلبيه گفت ، بايد متوجه سلامت و امنيت ظاهر