17 - زير سايه بودن
از ميقات تا حرم با سر برهنه و زير آفتاب سوزان حركت كردن ، يكى از برنامههاى مهم حج است .
در اين وقت است كه انسان به ياد محشر كبرى و قيامت عظمى مىافتد .
زائران خانهء دوست ! اينجا جاى سايه انداختن بر سر نيست كه سايهء رحمت و عنايت و لطف و مرحمت بر سر تست .
تحمل اين معنى احتمالًا براى اين است كه انسان از كسالت و تنبلى دور شده و چرخ وجودش براى فعاليتهاى عالى الهى به حركت در آيد .
حاجى پس از محرم شدن در ميقات ، چون قصد حركت به سوى حرم كرد ، تا در خود قوت و قدرت مىبيند ، بايد در فضاى آزاد حركت كند .
سر برهنه بودن ، با دو قطعه پارچه حركت كردن ، آن هم زير آفتاب سوزان عربستان خود رياضتى شرعى و تحمل مشقتى الهى است .
سر برهنه ، دلى شكسته ، غم دورى از وطن و زن و فرزند و دوستان ، حالى به انسان مىدهد كه آدمى از بيانش عاجز است .
چه عالى است اگر انسان در ميان كاروانيان ، اهل دلى پيدا كند و با اتصال به حال او حالى به او دست دهد ، از فراق رها شده به فضاى وصال بيايد و در برابر حضرت جانان با كمال انكسار عرضه بدارد :
دل من به ياد جانان زجهان خبر ندارد * سر من به غير مستى هنرى ديگر ندارد
هنر دگر نباشد بر ما به غير مستى * نبود هنر جز آن را كه زخود خبر ندارد « 1 »
هامش
( 1 ) - ملا محسن فيض كاشانى .