با ديدن آن بيابانها در حالى كه از همه چيز بريدهاى و به حق پيوند خوردهاى ، مناجات فيض آن شوريده حال را زمزمه كن .
بر درگه تو حاجت خلقان روا شود * آن را كه تو برانى از اين در كجا شود
خود را چو حلقه بر در لطف تو مىزنم * باشد به روى من در لطف تو وا شود
آن را كه رد كنى زدر خويش بولهب * و آن كو تواش قبول كنى مصطفا شود
امر تو را كسى نتواند خلاف كرد * هر كو سر از قضاى تو پيچد كجا شود
بيچاره گمرهى كه كشد سر زطاعتت * گردد دلش سياه و اسير غما شود
فرخنده رهروى كه اطاعت كند ترا * چشم دلش به عالم انوار وا شود
فيض است ودرگه تو ، از اين در كجا رود * كام حوائج همه زين در روا شود « 1 »
مدينهء طيبه
زائر چون وارد مدينه شود ، با ديدن آن شهر به ياد آورد ، اينجا جايى است كه خداى مهربان براى پيامبرش اختيار كرد ، شهريست كه نبى اسلام صلى الله عليه و آله به دستور حق آن شهر را بعد از هجرت به عنوان مركز پخش واقعيتهاى الهى انتخاب كرد ، شهريست كه زمينهء سعادت اهل اسلام در آنجا فراهم آمد .
به ياد آورد ، مدينه مركزيست كه پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله با تحمل انواع شدائد و سختىها پيام الهى را به مردم رساند .
مدينه جايى است كه در آن فقط براى پخش قواعد حياتبخش اسلام ، از طرف دشمنان خدا نزديك به هشتاد جنگ بر مسلمانان صدر اول تحميل شد ، جنگهايى كه مردم دور از انصاف براى متلاشى كردن ساختمان حقيقت آغاز
هامش
( 1 ) - فيض كاشانى .