كسىكه به مردم عطا كند آنچه را خود از مردم براى رفع حوائج و نيازمندىهايش مىخواهد و مردى كه دست و پا حركت ندهد مگر اين كه بداند در طاعت يا معصيت خداست و مردى كه برادرش را عيب نگويد تا آن عيب را از خودش دور كند .
خلاصهء اين حكمتها اين بود كه انسان ظرف كرامت ، درستى ، فضيلت ، علم ، هدايت و حقايق و فيوضات الهيه است و بايد خود را با تصفيه از گناه و آلودگى تجلىگاه اين واقعيات كند و اين چند روزه محدود عمر را به فساد و تباهى و آلودگى و عيش و نوش و غفلت و جهل از دست ندهد .
عارف بزرگوار ، خواجوى كرمانى مىگويد :
مباش غره بدين پنج روز نقد حيات * كه عمر بر سر پايست و چرخ بر سر كار
زبان سوسن آزاد از آن دراز آمد * كه همچو بلبل بيدل نمىكند گفتار
مجاوران زواياى عالم ملكوت * ندا دهند تو را بالعشى والابكار
كه تا برون نروى زين مضيق جسمانى * چگونه بار دهندت به صدر صفه يار
گرت به مهره فريبد زمانه چون افعى * بدين فسون مشو ايمن زمهره بازى مار
ترا چو سرو به آزادگى برآيد نام * چو نرگس ار ننهى ديده بر زر و دينار