يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ .
اى دگرگون كنندهء قلبها .
پنجم : آنچه از دو حديث از تفسير عياشى آمده ، معنايش اين است كه حايل شود ميان انسان و ميان اين كه باطل را از حق تميز دهد .
« البته اين حالت در وقتى است كه گناه و بىحيايى عبد به حد نهايى رسيده و خود باعث محروميت از رحمت و عنايت حق شده باشد » .
ششم : يعنى او را از آنچه در دلش نهفته است غافل كنى .
و در جملهء :
يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأعْلى .
اى كسى كه در برترين نظراندازها هستى .
فرموده : در قاموس گفته : « منظر » چيزى است كه بدان نگاه كنى و شايد حضرت عليه السلام مكانت و درجهء رفيعه معنويه را به مكانهاى بلند ظاهرى تشبيه فرموده ، پس اين يا كنايه از اطلاع او بر تمامى مخلوقات است ؛ زيرا كسى كه در جاى بلندى بود ، مشرف بر پايين آن است و اطلاع بر جوانب امر دارد و يا كنايه از تسلط و اقتدار او بر ممكنات است و يا كنايه از نرسيدن خردها و انديشهها به ساحت معرفت اوست و محتمل است ، « منظر » از نظر به معناى فكر باشد ، يعنى او بالاتر و برتر از اين است كه انديشه و افكار اين مخلوقات بسيار ضعيف به حضرت او برسد « 1 » .
عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ : إنَّما هِىَ الْمِدْحَةُ ، ثُمَّ الثَّناءُ ثُمَّ الْإقْرارُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْئَلَةُ
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 84 / 241 ، باب 12 ، كيفية صلاة الليل والشفع . . .