امام صادق عليه السلام در اين روايت مىفرمايند : چون نسبت به حضرت حق داراى عرفان قلبى شدى حتميت اين مسئله و ضرورت اين موضوع بر تو روشن مىگردد كه بايد نسبت به تمام نعمتهاى الهى به اداى شكر عملى قيام كنى و حضرت معبود را عملًا سپاس و ثناگويى و نيز در اين روايت تعليم و اداى شكر واقعى ، توسل به پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله و وصله و اتصال اعتقادى و اخلاقى و عملى به آن جناب است و بدون شناخت او و نگاهداشت حرمت او ، امكان شناخت حق و نگاه داشت حرمت حق و جلب رضايت و خشنودى حق وجود ندارد .
و همچنين مىخواهند بگويند ، پيامبر از جانب حضرت حق نسبت به امت مأمور به دو امر مهماند :
1 - استغفار جهت امت .
2 - شفاعت از امت .
و تو اگر به حضرت او معرفت پيدا نكنى و مجذوب حوزه با عظمت نبوت او نگردى و هماهنگ با او در حركت نباشى ، به جلب رضايت او موفق نگردى ، از اين دو فايده عظيم چگونه بهرهمند خواهى شد ؟ !
اين است عظمت حقايق تشهّد و تشهّد خوان .
و اين است بزرگى و جلالت و قدر و شأن رسول اللّه صلى الله عليه و آله و جلالت قدر آن كسى كه موفق به شناخت حضرت شده و خويش را در حدود امكان با شؤون اعتقادى و اخلاقى و عملى آن جناب هماهنگ كرده است .
واقعيت و حقيقت تشهّد همانطور كه حضرت صادق عليه السلام در ابتداى روايت بيان فرمودهاند :
ثنا و حمد و سپاس حضرت حق است . البته گوينده اين ثنا و اقرار كننده به اين حقيقت وقتى در ادعاى خود راستگو و صادق است كه عملش با قولش موافق
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٢٤