و پارهاى از قلوب ، خوفى و از مظاهر جلالند ، آنها هميشه ادراك عظمت و كبريا و جلال كنند و خشوع آنها خوفى باشد و تجليات اسماى قهريه و جلاليه بر قلوب آنها شود ، چنانچه حضرت يحيى عليه السلام چنين بوده ؛ پس خشوع گاهى ممزوج با حب است و گاهى ممزوج با خوف و وحشت است گرچه در هر حبى وحشتى و در هر خوفى حبى است .
( مراتب خشوع )
و مراتب خشوع به حسب مراتب ادراك عظمت و جلال و حسن و جمال است و چون امثال ما با اين حالات پستى كه داريم از نور مشاهدات محروميم ، ناچار بايد در صدد تحصيل خشوع از طريق علم يا ايمان برآييم :
[ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ]
« 1 » .
بىترديد مؤمنان رستگار شدند . * آنان كه در نمازشان [ به ظاهر ] فروتن [ و به باطن با حضور قلب ] اند .
خشوع در نماز را از حدود و علائم ايمان قرار داده ، پس هر كس در نماز خاشع نباشد به حسب فرمودهء ذات مقدس حق از زمرهء اهل ايمان خارج است و نمازهاى ما كه پيچيده به خشوع نيست از نقص ايمان يا فقدان آن است و چون اعتقاد و علم غير از ايمان است ؛ لذا اين علمى كه به حق و اسما و صفات او و ساير معارف الهيه در ما پيدا مىشود غير از ايمان است .
شيطان به شهادت ذات اقدس حق علم به مبدأ و معاد دارد و مع ذلك كافر است .
هامش
( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) : 1 - 2 .