بخوان در حالى كه پروردگارت كريمترين [ كريمان ] است . * همان كه به وسيلهء قلم آموخت ، * [ و ] به انسان آنچه را نمىدانست تعليم داد .
در اين كتابخانه بدانى كه
[ ن وَ الْقَلَمِ ]
« 1 » چيست ؟
آه اى قرآن ! اى كتاب عزيز حق ! اى قانون اساسى حيات ! اى چهرهء زيباى علم دوست ! اى فرمان مولا ! اى صحيفهء نور ! اى دفتر عشق ! اى چراغ راه ! اى مهرجان افروز !
من خراب نگه نرگس شهلاى توام * بى خود از بادهء جام و مى و ميناى توام
تو به تحريك فلك فتنهء دوران منى * من به تصديق نظر محو تماشاى توام
مىتوان يافتن از بىسر و سامانى من * كه سراسيمه گيسوى سمن ساى توام
اهل معنى همه از حالت من حيرانند * بس كه حيرت زدهء صورت زيباى توام
تلخ و شيرين جهان در نظرم يكسان است * بس كه شوريده دل از لعل شكر خاى توام
زير شمشير تو امروز فروغى مىگفت * فارغ از كشمكش شورش فرادى توام « 2 »
هامش
( 1 ) - قلم ( 68 ) : 1 .
( 2 ) - فروغى بسطامى .