جزوعيت است كه ناله و غوغا سر مىدهد و فريادش بلند مىگردد .
فقط نمازگزاران هستند كه از اين قاعدهء كليه و خلقت اوليهء انسان استثنا شدهاند .
كدام نمازگزاران ؟ آنان كه چنين و چنانند ، در نماز و زكات اهتمام دارند و از عذاب خدا در هراسند و به روز قيامت و باز پسين تصديق دارند و خود را از زنا و اعمال شنيع حفظ مىكنند و امانتدار بوده و عهد خود را مراعات مىنمايند و بر گواهى و شهادت استوار و قائم هستند .
در اين آيات تمام اعمال حسنه را يكايك شمرده و چيزى را فروگذار نكرده است .
در آيات بعد بلافاصله مىفرمايد :
[ فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ * أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ * كَلَّا ]
« 1 » .
كافران را چه شده كه به تو چشم دوخته به سويت شتابانند ؟ * از راست و چپ ، گروه گروه ، * آيا هر يك از آنان طمع دارد كه او را در بهشت پرنعمت درآورند ؟ ! * اين چنين نيست .
در اين آيات ، مصلين از قاعدهء خلقت اوليهء انسان كه هلوعيت است و لازمهء آن منوعيت و جزوعيت است استثنا شدهاند ؛ بنابراين در ذات انسان عنوان صلاة كه داراى چنين آثارى است به نحو سرشت و فطرت نهاده شده و بايد به مقام بروز و ظهور رسد و حس خفته الهيه بيدار گردد .
و بنابراين مراد از خلقت انسان به حالت هلوعيت ، خلقت يكى از حالات و مقامات انسان است نه حاق سرشت اصلى انسان و آيه بيان آفرينش حالات
هامش
( 1 ) - سوره معارج ( 70 ) : 36 - 39 .