معرفت به اينكه عشق و محبت در قلب انسان بايد وقف حريم مقدس او باشد و بقيهء محبتها سايهاى از اين محبت باشد .
معرفت به اينكه مقصود و محبوب و معبود و معشوق يكى است و بايد دل و جان و قلب و روح و نفس و عقل در گرو عشق و محبت او باشد و تمام حركات و اعمال انسان پرتو آن محبت و شعلهء فروزان آن عشق باشد كه بدون اين عشق ، پيداكردن معناى حيات محال و آدم شدن و به انسانيت رسيدن و مقصد اصلى را پيدا كردن امرى غير ممكن است .
جهان يك قطره از درياى عشق است * فلك يك سبزه از صحراى عشق است
مقام عشق بس عالى فتادست * اساسش از خلل خالى فتادست
زكار عشق بهتر پيشهاى نيست * بِهْ از سوداى عشق انديشهاى نيست
اسير عشق آزادى نخواهد * گر از غم جان دهد شادى نخواهد
زيان و سود عالم سر به سر هيچ * همين عشق است در عالم دگر هيچ
خطاب عاشقان دور از عتاب است * نواى عارفان عين صواب است « 1 »
4 - ريا
ريا علامت نفاق است و قرآن و روايات به شدت به رياكاران حمله آورده و آنان را از حريم انسانيت دور مىدانند .
كسى كه آلوده به ريا است بدون شك اگر بينندهاى نباشد ، به نماز برنمىخيزد و چون نماز بخواند به فرمودهء قرآن ظاهرش با كسالت و باطنش محض جلب توجه ديگران است .
آرى ، ريا هم چون شراب و قمار و بتپرستى از موانع راه نماز است و به خواست خدا ، اين مسئله در ضمن ابواب آيندهء « مصباح الشريعة » كه يك فصلش
هامش
( 1 ) - صفات العاشقين ، هلالى جغتايى .