مقام دوم : مقام اهل احسان است كه ايشان را محسنان گويند و اين مرتبهء كسانى بود كه با كمال علم به حليهء عمل متحلى باشند و به فضائلى كه بر شمرديم موصوف .
مقام سوم : مقام ابرار بود و ايشان جماعتى باشند كه به اصلاح بلاد و عباد مشغول باشند و سعى ايشان بر تكميل خلق مقصور بود .
مقام چهارم : مقام اهل فوز بود كه ايشان را فائزان و مخلصان گويند و نهايت اين مرتبه منزل اتحاد بود و وراى اين نوع انسان را هيچ مقام و منزلت صورت نبندد .
اسباب اتصال
و استعداد اين منازل به چهار خصلت باشد :
اول : حرص و نشاط در طلب .
دوم : اقتناى علوم حقيقى و معارف يقينى .
سوم : حياد « 1 » از جهل و نقصان قريحتى كه نتيجهء اهمال بود .
چهارم : ملازمت سلوك طريق فضايل به حسب طاقت و اين اسباب را اسباب اتصال به حضرت حق خوانند .
اسباب انقطاع
و اما اسباب انقطاع از آن حضرت كه آن هم چهار بود :
اول : سقوطى كه موجب اعراض بود و استهانت به تبعيت لازم آيد .
دوم : سقوطى كه مقتضى حجاب بود و استخفاف به تبعيت لازم آيد .
هامش
( 1 ) - الحياد : كنارهگيرى از چيزى - دورى گزيدن از چيزى .