سالك آن است كه هر روز چيزى ياد بگيرد و يكى آن است كه هر روزى چيزى فراموش كند ، در يك طريق وظيفه آن است كه هر روز چيزى از كاغذ سپيد سياه كند و در يك طريق آن است ، ورد ايشان كه هر روز از دل سياه سپيد كنند .
و بعضى گفتهاند : حرفت كحّال بياموزيم و چشمهاى خود را به كحل جواهر و شياف روشنايى علاج كنيم تا نور چشم ما تيزبين و دوربين گردد ، تا هرچه در عالم موجودات است ببيند و بعضى گفتهاند كه صناعت صيقلى بياموزيم و آينهء دل خود را به مصقل مجاهده و رياضت جلا دهيم تا دل ما شفاف و عكسپذير شود تا هرچه در عالم موجودات است ، عكس آن در وى پيدا آيد ، بعضى چشم دل را دوربين و تيزبين كردند تا نامهء نانوشته را برخوانند و بعضى گوش دل را تيز شنو و دور شنو كردند تا سخن ناگفته را بشنوند .
رعايت چهار اصل در سلوك
در سلوك راه دوست ، چهار چيز بايد رعايت شود :
1 - تجريد به اندرون و بيرون .
2 - امتثال امر به اندرون و بيرون 3 - ترك اعتراض به اندرون و بيرون .
4 - ثبات به اندرون و بيرون .
سالك ، اوّل بايد مجرّد شود و از هرچه هست و هركه هست جز حضرت دوست و اين تعليمى است كه همهء انبيا و اوليا دادهاند ، در حقيقت سالك بايد حقيقت « لا إله إلّا اللّه » را در قلب خود تحقق دهد و بيابد كه رب و مالك و خالق و بارىء و همه كارهء عالم اوست .
چون مجرّد شد فرمانبردار محض شود ، يعنى در فرمان بردن از حضرت يار