كن ، سپس خود را با ترازوى عالى حق يعنى قرآن مجيد بسنج تا بر تو معلوم گردد ، نامت جزء كداميك از دو ديوان است ، اگر جزء اشقيايى سعى كامل كن تا خويش را از اين سيهروزى و تيرهبختى نجات دهى و اگر نامت جزء ديوان سعدا است ، در اين زمينه هم كوشش تمام به خرج بده كه تا هنگام خروج از دنيا اين نام را در آن دفتر حفظ نمايى !
آرى ، اين انسان است كه به دست خود نامش را در دفتر اهل سعادت مىبرد و از ديوان اشقيا محو مىكند و نيز اين انسان است كه با اراده و اختيار ، نامش را از دفتر اهل سعادت محو كرده و در ديوان اشقيا ثبت مىكند ! در زمينهء حسن اختيار و سوء اختيار داستان هاى مهمى در تاريخ بشر اتفاق افتاده كه راستى عبرتانگيز است .
شقاوت ابدى
صاحب كتاب با عظمت « مكاتيب الائمه » ، مرحوم فيض كاشانى ، داستانى را نقل مىكند كه هر انسانى نسبت به آن مات و مبهوت مىشود :
زمانى كه عثمان كشته شد و از دار دنيا به عالم بقا منتقل گشت ، مردم با اميرالمؤمنين على عليه السلام بيعت كردند .
مردى بود به نام حبيب بن منتجب كه از طرف عثمان فرماندار قسمتى از نواحى يمن بود ، امام عليه السلام او را بر مقامش ابقا كرد و نامهاى به اين مضمون به او نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء مهربان
از بندهء خدا اميرمؤمنان على بن ابىطالب به حبيب بن منتجب :
درود بر تو ، من خدايى را كه جز او خدايى نيست سپاس مىگويم و بر عبد و فرستادهاش محمد صلى الله عليه و آله صلوات مىفرستم .
اى حبيب بن منتجب ! تو را بر كارى كه دارى ابقا مىكنم ، بر عمل و برنامهات