بدون هيچ ترديد و بدون هيچ شك و ريب و بهطور قطع و يقين مورد رحمت و فضل حضرت جانان قرار مىگيرد و خداوند با اينكه فعال ما يشاء و فعال ما يريد است با عدل با او معامله نخواهد كرد ؛ زيرا اگر با بندگانش با عدل معامله كند براى احدى حتى مقربين چيزى نخواهد ماند كه عبادت كل موجودات را اگر روى هم بريزند و يك جا بخواهند تقديم محضر مقدس او كنند ، لايق و شايستهء آن بزرگوار و خالق مهربان نيست . كه تمام عبادات ما با همه رنجى كه براى اقامهء آن بردهايم ، در مقابل عنايات و الطاف او قابل سخن نيست .
تمام عبادات ما با همهء مشقتى كه براى برپا داشتنش كشيديم در برابر عظمت بىنهايت در بىنهايت او پشيزى نيست و بلكه معصيت است .
كدام موجود - با هر قدرت و عظمتى كه داشته باشد - مىتواند حقّ عبادت آن جناب را به جاى آورد ؟ !
و اصولا در برابر عظمت و بزرگى او كدام موجود را عظمت و بزرگى هست ؟ كه تمام عالم وجهان هستى و كليهء موجودات خلقت در برابر او هم چون نقطهء صفر در برابر وجودى بىنهايت در بىنهايت است .
تنها كارى كه ما بايد در پيشگاه مقدس او انجام دهيم ، اقرار به كوچكى و حقارت و عظمت و بزرگى اوست و به خصوص بر ما واجب است از خود و همهء شؤون خود چشم پوشيده و فقط به عظمت و جلال آن جناب خيره شويم كه به قول عارف وارسته ، فيض بزرگوار :
خدايا مرا از من آزاد كن * ضميرم به عشق خود آباد كن
سرم را به ياد خودت زنده كن * روان مرا منبع ياد كن
به روى خودت باز كن ديدهام * دلم را به نظارهات شاد كن
خرابم كن از مستى و بى خودى * وجودم به ويرانى آباد كن