ملاقات ظاهرى آنان هم مانند انسان اهل باطن و عقيده و دين شوند .
خلاصه انسان بايد مانند آب نسبت به خودش طاهر و نسبت به فرزندان و خانواده و اجتماعش مطهر باشد ، تا روى سعادت بيند و به خير دنيا و آخرت برسد .
خداوند بزرگ ، انسان را در اصل خلقت برابر با آيهء فطرت پاك خلق فرموده و انسان وظيفه و مسؤوليت دارد كه اين پاكى را در سايهء توحيد و عمل به دستورهاى الهى حفظ كرده و در مقام پاك كردن ديگران نيز فعاليت كند .
واى به حال كسى كه در قيامت در محضر حضرت دوست حاضر شود ، در حالى كه با گناه و عصيان ، خود و ديگران را نيز نجس كرده باشد ! !
نجس و منجس زندگى كردن از شأن انسان به دور است كه انسان در زمين جانشين خدا است و بايد در گردونهء طهارت بگردد و اين طهارت را با دو بال امر به معروف و نهى از منكر به ديگران هم سرايت دهد و با تربيت و تزكيهء مردم ، اثر نيكى از خود در عالم بگذارد .
به قول شاعر خوش بيان ، عباس شهرى :
قصه شنيدم كه يكى نيك مرد * منزل ، در خانهء سقراط كرد
گفت به سقراط كه اى هوشيار * از چه بود خانهء تو تنگ و تار
از چه بود خانهء تو اى حكيم * تنگ تر از كاسهء چشم لئيم
گفت به سقراط نگر ، خانه چيست * خانه اگر تنگ بود عيب نيست
تيره اگر خانهء تنگ من است * شكر خدا را كه دلم روشن است
نيست در اين خانه چو ما را درنگ * غم نخورم گر كه بود خانه تنگ
با همه اين خانه كه مشتى است خاك * پر نتوان كرد ز ياران پاك
در پى آن باش كه در روزگار * از تو بماند اثرى يادگار