دچار حسرت و اندوه فراوان گشته و آرزوى برگشت به دنيا مىكنند ، اما از طرف حضرت حق به آنان خطاب مىشود كه برگشتى براى شما نيست ! !
اين تهيدستان و حمّالان وِزر و و بال در عالم برزخ ، نگران اموال و ثروت بىكران خود هستند كه فعلًا به دست وارثان عيّاش افتاده و آنان با كمال بىرحمى به جان اندوختههاى او افتاده و مشغول خرج كردن ثروت در راه شهوت و شكم و گناه و معصيتاند ! بيچاره در عالم برزخ ، آه از نهاد مىكشد و مىگويد : تمام عمر گرانمايه را خرج به دست آوردن مال و انباشتن ثروت كردم و خود از آن لذتى نگرفته و اكنون محصول حمّالى و عملگى مرا ديگران صرف عيش و نوش مىكنند و من و زر و و بال آنان را به عنوان كمك كار به اهل معصيت به دوش مىكشم ! !
و چه خوشبخت آن انسانهاى بيدار و بينايى كه اندكى از وقت را صرف به دست آوردن مال حلال به قدر احتياج مىكنند و بقيهء وقت را براى اعتلاىِ روح كه كلمهء حق است مصرف مىنمايند .
زبان حال اينان كه در صراط مستقيم حقند و سيرى جز سير الى اللّه ندارند و راهى جز راه خدا نمىشناسند و محبوبى جز حضرت اللّه انتخاب نكردهاند ، همان است كه عارف شاعر ، مولوى مىگويد :
بنماى رخ كه باغ و گُلستانم آرزوست * بگشاى لب كه قندِ فراوانم آرزوست
اى آفتابِ حسن برون آ دمى ز ابر * كان چهرهء مشعشع تابانم آرزوست
بشنيدم از هواى تو آواز طبل باز * باز آمدم كه ساعدِ سلطانم آرزوست