اى مركز دايره امكان * وى زبده عالم كون و مكان
تو شاه جواهر ناسوتى * خورشيد مظاهر لاهوتى
تا كى ز علائق جسمانى * در چاه طبيعت تن مانى
تا كى ز معارف عقلى دور * به زخارف عالم حس مغرور
از موطن اصلى نيارى ياد * پيوسته به لهو و لعب دل شاد
نه اشك روان نه رخ زردى * اللّه اللّه تو چه بىدردى
يك دم به خودآى و ببين چه كسى * به چه بسته دل و به كه هم نفسى
زين خواب گران بردار سرى * برگير ز عالم اولين خبرى
آن عارف بزرگ در كتاب « سر الصلاة » نيز مىگويد « 1 » :
نيّت در نزد عامه عزم بر اطاعت است خوفاً يا طمعاً :
[ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً ]
« 2 » .
در حالى كه همواره پروردگارشان را به علت بيم [ از عذاب ] و اميد [ به رحمت و پاداش ] مىخوانند .
و در نزد اهل معرفت عزم بر اطاعت است هيبتاً و تعظيماً :
أُعْبُدِ اللّهَ كَأَنَّكَ تَراهُ وَإنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَإنَّهُ يَراكَ « 3 » .
آنچنان خدا را عبادت كن ، به مانند اين كه او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند .
و در نزد اهل جذبه و محبت عزم بر اطاعت است شوقاً و حباً :
هامش
( 1 ) - سرّ الصلاة : 119 .
( 2 ) - سجده ( 32 ) : 16 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 25 / 204 ، باب 6 .