با آنكه به تمام معنى معصوم بودند .
در هر صورت ، فراغت قلب از غيرحق از امور مهم است كه انسان بايد آن را تحصيل كند و طريق تحصيل آن نيز با قدرى مواظبت و مراقبت ممكن و سهل است ، بايد انسان مدتى اختيار طاير خيال را به دست گيرد و هر وقت خواست ، از شاخهاى به شاخهاى پرواز كند آن را حفظ كند ، پس از مدتى مراقبت ، رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتّته منصرف گردد و خير و صلاح عادت او شود و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادت پيدا كند .
حضور قلب ، روح و حقيقت عبادت است و بدون آن هيچ قيمتى براى عبادات نيست و قبول عبادات در درگاه حق منوط به حضور قلب است .
عَنْ أبى جَعْفَر وَأبى عَبْدِاللّهِ أَنَّهُما قالا إنَّما لَكَ مِنْ صَلاتِكَ ما أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ مِنْها فَإنْ أَوْهَمَها كُلَّها أَوْ غَفَلَ عَنْ آدابِها لُفَّتْ فَضُرِبَ بِها وَجْهُ صاحِبِها « 1 » .
امام باقر و امام صادق عليهما السلام به فضيل بن يسار فرمودند : از نمازت آنچه توجه قلبت با آن بوده از آن توست ، مكلّف اگر تمام نماز را غلط به جا آورد ، يا از آداب آن غافل گردد ، آن نماز را مىپيچيند وسپس به صورت صاحبش مىزنند .
ابو حمزهء ثمالى مىگويد :
حضرت سجاد عليه السلام را ديدم نماز مىخواند ، عباى آن جناب از شانهاش افتاد ، حضرت تا از نماز فارغ نشد به عبا دست نزد . پس از نماز پرسيدم : چرا به عبا توجه نفرمودى ؟ فرمود : واى بر تو آيا مىدانى در حضور كه بودم ؟ همانا از عبد قبول نمىشود نمازى مگر آنچه توجه قلب به آن بوده . عرض كردم : پس ما هلاك
هامش
( 1 ) - الكافى : 3 / 363 ، باب من يقبل من صلاة الساهى ، حديث 4 ؛ وسائل الشيعة : 5 / 476 ، باب 3 ، حديث 7104 .