اين همه ثوابى كه براى مجالس ذكر نوشتهاند ، اين همه اجر و مزدى كه براى گويندهء ذكر گفتهاند ، اين همه آيات و رواياتى كه مردم را ترغيب به معرفت مىكند براى چيست ؟ براى اين كه انسان ذكر را با معرفت بگويد و نيّت و قصدش واقعاً اين باشد كه به مفهوم و حقيقت ذكر آراسته گردد ، در اين جا لازم است به ثواب ذكر و معناى ذكر اشاره شود تا گوشهاى از اين بحر بيكران براى ما معلوم گردد .
عظمت ذكر و مجالس آن در روايات
در صفحات گذشته در حدّ لازم به مسئلهء ذكر و اين كه براى چه و چهگونه و براى كه بايد ذكر گفت و از ذكر چه برداشتى و محصولى بايد داشت واينكه ثوابهاى وارده در روايات براى چه ذاكرى آمده ، مطالبى مطرح شد .
خواندن روايات اين فصل آمده بدون مطالعهء مطالب قبل نفعى كه بايد به برساند نخواهد رساند .
اين روايات را بزرگانى هم چون شيخ صدوق ، كلينى ، ملّا محسن فيض كاشانى در كتب پرارزش خود نقل كردهاند و جاى ترديد در اين مسائل براى آگاه با انصاف نيست ، اكثر اين روايات در آن كتب همراه اسناد و مدارك است كه به خاطر پرهيز از اطالهء كلام ، فقط به اصل روايت اكتفا مىشود ، اگر خواستيد اسناد و مدارك آن روايات را ببينيد به كتب فوق الذّكر مراجعه كنيد .
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله : ذَاكِرُ اللّهِ فى الْغافِلينَ كَالشَّجَرَةِ الْخَضْراءِ فى وَسَطِ الْهَشيمِ « 1 » .
پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله فرمود : متذكّر خدا در بين اهل غفلت همانند درخت
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 2 / 266 ، كتاب الأذكار والدعوات ، باب 1 .