شرمنده باد « الهى » از اين پند بىخلوص * من گمرهى چه گونه شوم رهنماى دوست « 1 »
بازگشت همهء امور به خداست
وقتى آيات شريفهء قرآن ، با دلايل و براهين روشن ، ملكيّت حقيقى و مالكيّت واقعى بر همهء عالم را از آن خدا بداند ، بايد اين معنى كه بازگشت همهء عالم به حضرت اوست ، بر صاحبان خرد واضح باشد ؛ زيرا عالم و عالميان طبيعتاً و ذاتاً در حركات خود هدفى را دنبال مىكنند و در دار هستى هدفى جز خدا براى جهان هستى و موجوداتش وجود ندارد .
خبر دارى كه سبّاحان افلاك * چرا گردند گرد مركز خاك
چه مىخواهند از اين محمل كشيدن * چه مىجويند از اين منزل بريدن
كه گفت اين ثابت است آن منقلب نام * كه گفت آن را بجنب وين را بيارام
در اين محرابگه مقصودشان كيست * وزين آمد شدن منظورشان چيست
همه هستند سرگردان چو پرگار * پديد آرندهء خود را طلبكار
اگر بازگشت مهمانان هستى به صاحب خانه نباشد ، بايد گفت : وجود كوچكترين جزء تا عظيمترين موجود هستى باطل و عبث است ، در صورتى كه هيچ خردمندى اين را نگفته و نمىگويد و اطوار خود موجودات عالم هم از قبول اين مسئله ابا و امتناع دارند .
دقت در وضع هر موجودى نشان مىدهد كه موجود ، پيچيده به علم و عدل و حكمت و هدف است و به فرمودهء سيد موحدان و نور عارفان اميرمؤمنان عليه السلام در
هامش
( 1 ) - الهى قمشهاى .