از كسب حلال براى از بين بردن فقر كمك بگير ؛ زيرا كسى فقير نشد مگر اين كه دچار سه بلا گشت : كممايگى در دين ، ضعف در عقل ، از بين رفتن جوانمردى و از اين سه بلا بزرگتر سبك شمرده شدن پيش مردم است .
اوزاعى ، ابراهيم ادهم را ديد بستهاى هيزم بر گردنش گذاشته و براى فروش مىبرد . گفت : اى ابا اسحاق ! تو كجا و هيزمكشى ؟ تمام برادرانت حاضرند مخارج تو را به گردن گرفته و زندگيت را اداره كنند . ابراهيم گفت : اى اوزاعى ! اين سخن را بگذار كه به من رسيده ، هركس براى طلب حلال خود را به ذلت افكند بهشت بر او واجب مىشود .
با توجّه به آياتى كه در اين زمينه گذشت و رواياتى كه از مهمترين كتب حديث نقل شد ، انسان به اين نتيجه مىرسد كه انسان اسلامى و عارف عاشق از اين كه ديگران از محصول رنج و زحمتشان زندگى او را اداره كنند بيزار است ، بلكه انسان خدايى براى رفع نياز خود و احتياج زن و فرزند از كسب حلال طلب روزى كرده و از راه حلال براى جلب رضايت و خشنودى مولا مىكوشد و در تمام لحظات ، دنيا و مال دنيا و كسب دنيا و درهم و دينار دنيا را وسيلهء به دست آوردن آخرتى آباد قرار داده و هرگز نخواهد گذاشت دنيا با تمام مظاهر دلفريبش او را فريفته و مغرور نموده و از خدا و راه پاك الهى منحرف نمايد .
عارف مىداند كه مال وسيله است نه هدف ، عارف مىداند كه دنيا و مال دنيا در صورتى ارزش دارد كه از راه حلال به دست آيد و در راه خدا مصرف گردد ، عارف مىداند كه اگر همهء دنيا را با هرچه در او هست مجّانى به او ببخشند ، ولى در آن رضايت و خشنودى حضرت دوست نباشد ، به اندازهء آب بينى خوك جذام گرفته ارزش ندارد ! !
عارف اگر دنبال كسب و مال برود ، به خاطر حبّ مال و شهوت دنياخواهى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 462
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٦٢