بدعت در دين
در تفسير جملهء « وَدينَهُ عَنِ الْبِدْعَةِ » به مناسبت لغت دين ، لازم بود در مسئلهء دين و توضيح واقعيّت آن ، مسائلى ذكر شود ، تا پس از روشن شدن حقيقت دين و اين كه تنها راه نجات و سعادت در دنيا و آخرت دين خداست ، عظمت گناه بدعت در دين روشن شود .
راستى دينى كه براساس فطرت و طبيعت انسان تنظيم شده و تنها راه اتّصال انسان به خدا ايمان و انجام فرمانهاى دينى است و حاكميّت دين ضامن خوشبختى انسان در همهء ابعاد حيات است ، چه خائن و ناپاك است آن بدبختى كه در دين خدا بدعت بگذارد و آنچه از دين نيست به خاطر هوى و هوس و عيش و نوش چند روزهء كوتاه زندگى ، به عنوان دين جا بزند و عباد الهى را از صراط مستقيم هدايت ، گمراه كرده و زمينهء بدبختى آنان و توسعهء فساد را در زمين فراهم آورد . در زمينهء بدعت و اهل بدعت و برخورد با اهل بدعت آيات و رواياتى بسيار مهم وارد شده كه قسمتى از آن را مىخوانيد .
[
ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ]
« 1 »
.
سپس به دنبال آنان پيامبران خود را پى در پى آورديم و پس از آنان عيسى پسر مريم را [ به رسالت ] فرستاديم و به او انجيل عطا كرديم و در قلب كسانى كه از
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) : 27 .