تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
انسان اگر كوه علم و درياى حكمت و منبع فنون باشد ، ولى آلودگى هواى نفس بر درونش چيره باشد ، به خاطر انحرافى كه در عمل و اخلاق پيدا مىكند ، در پيشگاه حق و عقل و منطق بىارزش است و يك انسان عادى وقتى از هوى و هوس دور باشد و تمام جوانب زندگيش منطبق با خواسته‌هاى حق باشد از بهترين ارزش برخوردار و اگر عالم و آگاه باشد ، بايد گفت : از ارزشى ما فوق تمام ارزش‌ها برخوردار است .

چشم پوشى از مقام مرجعيت

فقيه بزرگ شيعه ، حاج سيد حسين كوه‌كمره‌اى - كه شخصيّت علمى فوق‌العاده‌اى بود و بدون شك پس از فقيه كم‌نظير ، مرحوم صاحب « جواهر » ، لياقت رهبرى و مرجعيّت شيعه برازندهء او بود - مىگويد : به ديدن يكى از علما رفته بودم ، مىخواستم پس از زيارت آن عالم به منزل رفته ، سپس به درس حاضر شوم ، امّا وقت زيادى نمانده بود ؛ از همانجا به مسجدى كه براى طلّاب درس مىگفتم رفتم ، هنوز وقت درس نشده بود و شاگردانم نيامده بودند ، در گوشهء مسجد شيخى را با لباس مندرس و عمامهء ژوليده مشاهده كردم كه براى چند نفر درس مىگفت . ابتدا توجّهى نكردم ، ولى كم‌كم متوجّه درس او شدم ، ديدم درس پردقّت و پرمايه‌اى است ، بنا گذاشتم فردا زودتر بيايم و به درس او بيش‌تر دقّت كنم ، آمدم و درس او برايم اعجاب‌انگيز بود ؛ روز ديگر هم آمدم و جدّاً او را در فقه و اصول ، پرمايه‌تر و پردقت‌تر از خود ديدم ؛ هنگام بيرون رفتنش از مسجد ، از اسم و رسمش پرسيدم . گفت : اسمم مرتضى ، فاميلم انصارى و اهل دزفول هستم . وقتى تمام شاگردانم جمع شدند ، به آن‌ها گفتم : من در پيشگاه خداوند مسؤولم كه شما را به آنچه نفع شما در آن است