اگر انسان به مراعات آداب الهى در همهء شؤون زندگى برنخيزد ، به تدريج تبديل به كلمهء شيطان شده و موجودى شرير خواهد شد .
معناى ادب در برابر مولا
انسان ، عقلًا و شرعاً مكلّف است در برابر مولاى خود و برابر با خواستهء حضرتش ، داراى ادب باشد و ادب انسان نسبت به مولا در اين است كه عضوى از اعضا و جارحهاى از جوارح در غير رضاى حق حركت نكند .
ادب زبان در اين است كه هميشه به ذكر خدا مشغول بوده و نسبت به برادران ايمانى جز به خير و دعا و نصيحت و وعظ باز نشود و با اهل ايمان در آنچه كه از آن كراهت دارند سخن نگويد .
زبان ، مترجم قلب است و كليد خير وشر . انسان اگر طالب اصلاح قلب است ، بايد به حفظ زبان و ساكت نگاه داشتنش از سخن بيهوده اقدام كند كه زبان پوشانندهء كمبودهاى نادان و زينت مردم داناست .
ادبِ گوش به اين است كه از شنيدن غيبت و سخنچينى و هر كلام منكرى خوددارى كند و قدرت شنوايى خود را در ذكر خدا و وعظ و موعظه و حكمت و هر كلام مفيدى خرج نمايد .
ادبِ چشم به پوشيده شدنش از محارم و عيوب مردم و از هر منكر و قبيحى است . كسىكه لحظات ديد را مواظبت نكند ، دچار حسرت هميشگى خواهد شد .
چشم بايد به آنچه كه نظر مىكند با نظر عبرت و استدلال بنگرد ، تا از اين طريق به دريافت صنع حق و عظمت و جلال حضرت دوست نايل گردد .
ادبِ قلب به اين است كه از وسوسهها و خطور مسائل بيهوده بپرهيزد و ملازم با حقايق و برنامههاى پسنديده و احوالات محموده باشد .