و تمدّن غرب نيز مانند حوضى شده است كه آبهاى گلآلود و متعفّن و حشرات و مواد زهردار به قدرى بدان ريخته شده كه آن را به كلّى مسموم و مهلك ساخته است و براى آبيارى كردن نهال سعادت و كمال معنوى هرگز شايسته و كارآمد نيست « 1 » .
اين كه حضرت صادق عليه السلام قلب را در ضمن روايت از نظر حالات هم چون كلمه گرفته يك حقيقت و يك واقعيّت است و نه تنها قلب كلمه است ، بلكه تمام اعضا و جوارح و اجزاى ظاهر و باطن انسان كلمه هستند و اين كلمات در صورت قبول اعراب از فرهنگ و دين ، معناى صحيح خواهند داد . اگر به غير فرهنگ الهى ، فرهنگى بر اين كلمات اعرابگذارى كند ، كلمات از مسيرشان منحرف شده و جز شر و ضرر و زيان و خسارت و دنائت و پستى و زور و قلدرى و تجاوز و خيانت هيچ معناى ديگرى نخواهند داد .
قرآن مجيد عقيده دارد كه فرهنگهاى غيرخدايى ، چون وجود انسان را جذب كنند و بر كلمات اين كتاب كه اعضا و جوارح اوست اعراب بگذارند ، از انسان كلمهء خبيثه خواهند ساخت و همانگونه كه خود فرهنگ غيرخدايى پايدار نيست ، انسان اعرابگذارى شده به وسيلهء آن فرهنگ هم روى سعادت نخواهد ديد .
قرآن در سورهء ابراهيم در اين زمينه مىگويد :
[
وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ ]
« 2 »
.
هامش
( 1 ) - اصول اساسى فن تربيت : 206 .
( 2 ) - ابراهيم ( 14 ) : 26 .