عصيان آنان بىزيان بود ، پس بر وفق عدل و رحمت و به صرف لطف ازلى ، وسائل معيشت را در ميان مردم قسمت كرد و هركسى را در خور شأنش مقامى داد .
فَالْمُتَّقُونَ فيها هُمْ أهْلُ الْفَضائِلِ ،
در ميان مردم جهان ، تنها پارسايان را بر ديگران برترى و فضيلت بخشيد .
روان پارسايان زان ميانه * شدى تير محبّت را نشانه
گروهى دل زنقش ما سوا پاك * به باغ عشق چون گل سينه صد چاك
خدا آن نيكوان را سرورى داد * به انواع فضائل برترى داد
* * *
يكى دان زان فضيلتهاى بسيار * كه آنان راست دائم صدق گفتار
نخستين وصف خوبان راستگويى است * نكو بشنو كه اين وصف نكويى است
كسى را كاين نكويى در زبان است * زهر نيكويى اندر وى نشان است
هر آن كس را كه باشد صدق گفتار * در او يا بى صفات نيك ، بسيار
دلى كز عشق روشن ، آفتاب است * فروغش بر زبان صدق و صواب است
مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ ، وَمَلْبَسُهُمْ الإقْتِصادُ ، وَمَشْيُهُمُ التَّواضُعُ ، غَضُّوا أبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ، وَوَقَفُوا أسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ ، نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فى الْبَلاءِ كَالّتى نَزَلَتْ فى الرّخاءِ ، وَلَوْلَا الأجَلُ الّذى كَتَبَ اللّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أرْواحُهُمْ فى أجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوقاً إلَى الثَّوابِ ، وَخَوْفاً مِنَ الْعِقابِ ،
گفتارشان از روى راستى است ، زندگى به اقتصاد گذرانند ، با خلق خداى به تواضع و فروتنى باشند ، چشم از آنچه خدا بر آنان حرام فرموده پوشيدهاند ، گوش به علمى دهند كه آنان را سودمند باشد ، در بلا و امتحان و سختى و مشقّت آن چنان شادند كه ديگران در نعمت و راحت ، اگر اجل حتمى