زنده نموده و از شيطان بار نبرده و جز حق نگفته و غير حق نديده :
به صحرا بنگرم صحرا تو وينم * به دريا بنگرم دريا تو وينم
به هرجا بنگرم كوه و در و دشت * نشان از قامت رعنا تو وينم « 1 »
عارف : انسانى است شاگرد مكتب انبيا و همنشين با اوليا ، در بندگان حضرت اللّه از اصفيا و به راه سير و سلوك بينا و به اجراى دستورهاى مولا توانا و زبانش به عشق و ذكر حق گويا و در جستجوى حقيقت هميشه پويا و به اسرار خزانهء محبوب دانا .
عارف : انسانى است به رموز بندگى آگاه و در تمام لحظات حيات رهرو راه و روشنىبخش دل گمراه و نجات دهندهء سرنگون شده در چاه و به نيمه شب مونس و همدم آه و حضرت مالك الملوك را خادم درگاه و در تمام اوقات حاضر درگاه و مبرّاى از آلوده شدن به حبّ جاه و فقط و فقط خواهندهء اللّه .
خوشا آنان كه اللّه يارشان بى * كه حمد و قل هواللّه كارشان بى
خوشا آنان كه دائم در نمازند * بهشت جاودان بازارشان بى « 2 »
عارف : انسانى است عاشق خدا ، مجاهد فى سبيل اللّه ، آراسته به اخلاق پاكان ، همراه و همراز نيكان ، دور كننده از كافران و مشركان ، شمع بزم شاهدان ، پاك و پاكيزه از خوى ددان و طبيب درد دردمندان و دستگير مستمندان و اميد نااميدان و در راه وصال شهيدى از شاهدان .
عارف : انسانى است با دل خاشع ، از همه جهت متواضع ، در برابر مردم مؤمن خاضع ، مال و جان را در راه خدا بايع ، نكات حياتش براى درسآموزى نسبت به ديگران از بهترين وقايع ، نور دل و جانش همهجا شايع ، در علم و عمل و كرامت
هامش
( 1 ) - بابا طاهر .
( 2 ) - بابا طاهر .