چو صعوه در ته چاهى حريف يوز مشو * كه شاهبازى و سيمرغ را سليمانى
زجام و ساغر وحدت اگر بنوشى مى * چو خضر سرّ معانى زلوح برخوانى
نديده صورت خود را در آينه روشن * معانيى كه حقيقت بود كجا دانى
گشاى ديدهء باطن در اين محيط ظهور * ببين تو در صدف آشكار معانى
مساهمون: شيخ حسين انصاريان